اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

197

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

اين كيش بماند ، سپس » موبذ « نزد شاه آمد و گفت اين مرد دين تو را تباه ساخته است من و او را با هم جمع كن تا با او مناظره كنم ، شاپور آن دو را فراهم ساخت و موبذ با دليل بر مانى پيروز آمد ، پس شاپور از كيش ثنوى به دين مجوسى بازگشت و بكشتن مانى تصميم گرفت . مانى گريخت و به هندوستان رفت [ 1 ] و آنجا ماند تا شاپور مرد . [ 2 ] بعد از شاپور پسرش » هرمز « كه مردى دلير بود پادشاه شد ، او است كه شهر » رامهرمز « را بنا كرد ، روزگار هرمز كوتاه و پادشاهى او يك سال بود . [ 3 ] آنگاه پسرش » بهرام « پادشاهى يافت ، او شيفته بندگان و هوسرانى بود . شاگردان مانى به او نوشتند كه پادشاهى جوان و هوسران بتخت نشسته است ، پس مانى به فارس آمد و امرش شهرت يافت و جايش آشكار شد ، بهرام او را خواست و از امرش پرسش نمود ، مانى حال خود را بازگفت و بهرام او و موبذ را در مجلسى فراهم ساخت تا موبذ با او بحث كرد سپس به او گفت براى من و تو ارزيزى گداخته در معده من و تو ريخته شود ، هر كدام را زيانى نبخشيد او بر حق است . مانى گفت اين كار ستمكاران است ، بهرام فرمود تا او را زندانى كردند و به او گفت فردا صبح تو را فراخوانم و بكشتن بىسابقه اى بكشم . مانى شبانه پوست كنده شد تا جان داد و صبح كه بهرام او را فراخواند او را مرده يافتند . دستور داد سر او را بريدند و پوست او را پر از كاه كردند ، آنگاه بتعقيب پيروانش برآمد و بسيارى از ايشان را

--> [ 1 ] فاتك پدر مانى از مردم همدان بود و به بابل مهاجرت كرد و در آنجا مانى در سال 215 يا 216 متولد شد ، مانى در طى سفر هند و پس از مراجعت به ايران دعوت خود را ادامه داد ( ايران در زمان ساسانيان ) . مانى يكى از كتابهاى خود را براى شاهپور به زبان پهلوى و بقيه را به زبان سريانى نوشت ( ايران قديم ص 219 ) . [ 2 ] شاپور در سال 241 ميلادى بتخت نشست ، جنگ اول او با روميان ( گردين و فليپ عرب ) از 241 تا 244 م ، و جنگ دوم كه والرين در آن اسير شاپور شد از 258 تا 260 ميلادى امتداد يافت ، مرگ شاپور در سال 271 ميلادى واقع شد ( ايران قديم ) . [ 3 ] هرمز مانى را كه از ايران رفته بود خواست و در قصر خود در دستگرد پناه داد و نواخت ، هرمز در سال 272 ميلادى درگذشت ( ايران قديم ص 157 ) .